جنبش 21 تیر



Thursday, May 26, 2005

تو اين مملکت اگه کسی بخواد تحصيلات نه چندان عاليه شو ادامه بده و اعصاب کنکور دادنم نداشته باشه بايد چه ترکيب شيميايی نوش جان کنه؟



بازم همون داستان بنيادی: گاوه ای رفته بود چرا!
کوئيلو تو آخرين ريدمانش، ببخشيد آخرين کتابش می گه بايد سرگذشت های شخصی را فراموش کنيم تا خود اصليمون بتونه نمود پيدا کنه و از خط قرمز ذهنيمون يا همون نقاط بازدارنده زندگيمون رد شيم و به شادی و انرژی عشق که همينجور تو هوا موج می زنه دست پيدا کنيم!
ولی بازم با تمام اين افاضات تکليف گاوه چی می شه؟ در واقع آدم شايد بتونه به هر بدبختی که شده سرگذشت شخصی خودشو فراموش کنه ولی اون گاو بيچاره که نمی تونه کتاب بخونه چی؟



Thursday, March 03, 2005

عشق به خرد... فلسفه... چرا همچين اسمی روش گذاشتن؟، Philosophia



راه های زيادی برای غلبه بر ترس وجود داره. يکيش اينه که انقدر ترس رو عميق حس کنی و انقدر تکرارش کنی تا معنی و ماهيتشو از دست بده. مثل بازی با کلمات و مفاهيمی که بديعی هستن، اگه يه ربع به يه در خيره بشی و به هيچ چيز به جز اينکه اون يه دره فکر نکنی، کم کم موضوع مسلم بودن در و اساسا نسبت دادن يه همچين کلمه بی معنی به يه جسم واقعی از بين می ره.



Wednesday, June 23, 2004

و زنگها به صدا در می آیند

و آیا تو پنداشته ای که بیخودانه می نوازند ؟

زنگها را خطری که نزدیک می شود می لرزاند تا ساده لوحان را از خواب ناز بیدار کند

و اینچنین است که episode سوم با استراتژی تغییر مکان آغاز می گردد .




کتاب ايران